آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

تروریست به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم صفت
فونتیک فارسی / terorist /

terrorist

terrorist

کسی که ترور می‌کند، عامل ترور

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

یک گروه تروریست پسر او را دزدیدند.

His son was abducted by a group of terrorists.

گروه تروریست مسئولیت بمب‌گذاری در مسجد را به عهده گرفتند.

The terrorist group claimed responsibility for the bombing at the mosque.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد تروریست

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
مترادف:
آدم‌کش عامل ترور قاتل
مترادف:
طرفدار ترور وحشت‌گرا

ارجاع به لغت تروریست

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «تروریست» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تروریست

لغات نزدیک تروریست

پیشنهاد بهبود معانی