terrorism
terrorism
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
وقتی با آنها مذاکره خواهیم کرد که رسماً دست از خشونت و تروریسم بردارند.
We will negotiate with them when they forswear violence and terrorism.
مأموران اِفبیآی در مورد جنایاتی مانند تروریسم، جرایم سایبری و جرایم سازمانیافته تحقیق میکنند.
FBI agents investigate crimes like terrorism, cybercrime, and organized crime.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تروریسم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تروریسم