به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

تعداد به انگلیسی

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • مقدار، شمار
  • فونتیک فارسی

    te'daad
  • اسم
    number, amount, quantity, score, tally
    • - برآورد غیردقیق تعداد کشته‌شدگان

    • - a rough estimate of the number of the killed
    • - سهام به تعداد مساوی

    • - an even number of shares
    • - تعداد تخم‌مرغ‌های سبد را حدس زد.

    • - He guessed the number of eggs in the basket.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد تعداد

ارجاع به لغت تعداد

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «تعداد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/تعداد

لغات نزدیک تعداد

پیشنهاد بهبود معانی