to spring, to throw, to cause to leap, to cause to jump, to launch, to catapult
to spring
to throw
to cause to leap
to cause to jump
to launch
to catapult
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
جادوگر خرگوش را از کلاه جهاند.
The magician sprang the rabbit out of the hat.
او توپ را به دوستش جهاند.
She throw the ball to her friend.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «جهاندن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جهاندن