آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴

    حشره‌کش به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / hasharekosh /

    insecticide, insecticidal, pesticide

    insecticide

    insecticidal

    pesticide

    کشنده‌ی حشرات

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    کشاورز برای حفاظت از محصولاتش در برابر آفت‌ها، حشره‌کش استفاده کرد.

    The farmer applied insecticide to protect his crops from pests.

    حشره‌کش در کنترل آلودگی در باغ مؤثر بود.

    The insecticidal proved effective in controlling the infestation in the garden.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج حشره‌کش

    حشره‌کش به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «حشره‌کش» در زبان انگلیسی به insecticide ترجمه می‌شود.

    حشره‌کش‌ها موادی هستند که برای کنترل و از بین بردن حشرات مضر به‌کار می‌روند و نقش مهمی در کشاورزی، بهداشت عمومی و نگهداری محیط زیست ایفا می‌کنند. این مواد شیمیایی یا طبیعی با هدف کاهش جمعیت حشرات زیان‌آور تولید می‌شوند و در کاهش خسارات ناشی از آفات کشاورزی و انتقال بیماری‌ها به انسان و حیوانات کاربرد فراوان دارند. حشره‌کش‌ها به روش‌های مختلفی عمل می‌کنند و بسته به نوع ترکیبات و هدف، انواع متنوعی دارند.

    در کشاورزی، استفاده از حشره‌کش‌ها به منظور محافظت محصولات از حمله آفات اهمیت بالایی دارد. بدون کنترل مناسب آفات، تولید محصولات کشاورزی می‌تواند به شدت کاهش یابد و کیفیت آنها آسیب ببیند. به همین دلیل، حشره‌کش‌ها نقش حیاتی در افزایش بهره‌وری کشاورزی و تضمین امنیت غذایی دارند. با این حال، استفاده نادرست و بیش از حد این مواد می‌تواند به محیط زیست آسیب رسانده و موجب مقاومت حشرات نسبت به این ترکیبات شود.

    حشره‌کش‌ها همچنین در حوزه بهداشت عمومی کاربرد گسترده‌ای دارند. بسیاری از بیماری‌های عفونی مانند مالاریا، تب زرد و تب دنگی توسط پشه‌ها و حشرات ناقل منتقل می‌شوند. استفاده از حشره‌کش‌ها در محیط‌های مسکونی، بیمارستان‌ها و مناطق پرخطر به کاهش جمعیت این حشرات و کنترل بیماری‌ها کمک می‌کند و نقش مهمی در حفظ سلامت عمومی ایفا می‌نماید.

    از منظر زیست‌محیطی، به‌کارگیری حشره‌کش‌ها نیازمند دقت و دانش کافی است تا از آسیب به گونه‌های مفید حشرات، گیاهان و جانوران جلوگیری شود. به‌علاوه، روش‌های جایگزین و کم‌خطر مانند استفاده از حشره‌کش‌های بیولوژیک و مدیریت تلفیقی آفات (IPM) در حال توسعه و گسترش هستند تا تأثیرات منفی کاهش یابد و تعادل اکوسیستم حفظ شود.

    حشره‌کش‌ها ابزاری قدرتمند در کنترل آفات و حفظ سلامت انسان‌ها و محصولات کشاورزی هستند، اما استفاده‌ی مسئولانه و آگاهانه از آنها ضروری است تا ضمن بهره‌مندی از مزایای آنها، کمترین ضرر ممکن به محیط زیست و سلامت انسان وارد شود. این موضوع اهمیت آموزش و پژوهش در زمینه توسعه روش‌های پایدار و ایمن در استفاده از حشره‌کش‌ها را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

    ارجاع به لغت حشره‌کش

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «حشره‌کش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/حشره‌کش

    لغات نزدیک حشره‌کش

    • - حشره زده
    • - حشره‌شناسی
    • - حشره‌کش
    • - حشره لاک زا
    • - حشره مانند
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.