آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۴

    دروغگو به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم صفت
    فونتیک فارسی / dorooghgoo /

    liar, false, fibber, forger, prevaricator, equivocator, fabricator, untruthful, storyteller, mendacious, lying

    liar

    false

    fibber

    forger

    prevaricator

    equivocator

    fabricator

    untruthful

    storyteller

    mendacious

    lying

    کاذب، کذاب، دروغپرداز

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    شاهد دروغگو

    a false witness

    با پررویی مرا دروغگو خواند.

    He had the temerity to call me a liar.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد دروغگو

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    ترفندباف دروغ‌پرداز دروغزن کاذب کذاب
    متضاد:
    راستگو صادق صدیق

    سوال‌های رایج دروغگو

    دروغگو به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دروغگو» در زبان انگلیسی به liar ترجمه می‌شود.

    دروغگو به کسی گفته می‌شود که آگاهانه حقیقت را پنهان کرده و سخن نادرست بر زبان می‌آورد. دروغ گفتن، عملی است که اغلب با نیت فریب، فرار از مسئولیت، جلب ترحم یا کسب منفعت انجام می‌شود. دروغگو معمولاً برای رسیدن به هدفی شخصی، واقعیت را تحریف کرده یا موضوعی خیالی را به‌عنوان حقیقت عرضه می‌کند. بسته به بافت فرهنگی و اجتماعی، دروغ ممکن است از یک رفتار کاملاً غیرقابل‌قبول تا مسئله‌ای قابل‌چشم‌پوشی تلقی شود، اما تقریباً در همه‌ی فرهنگ‌ها دروغگویی امری غیراخلاقی محسوب می‌شود.

    دروغگویی ممکن است اشکال مختلفی داشته باشد؛ از دروغ‌های کوچک و به ظاهر بی‌ضرر گرفته تا فریب‌های بزرگ و آسیب‌زننده. برخی دروغ‌ها به‌عنوان "دروغ مصلحتی" توجیه می‌شوند، اما حتی این نوع از دروغ هم می‌تواند اعتماد میان افراد را سست کند. دروغگو با تکرار رفتار خود، معمولاً در دام پیچیدگی‌هایی می‌افتد که او را مجبور به دروغ‌های بعدی می‌کند، و این چرخه باعث می‌شود اعتبار و اعتماد او به مرور زمان از بین برود.

    از منظر روان‌شناختی، دروغگویی می‌تواند ریشه در کمبود اعتماد به نفس، ترس از طرد، نیاز به تأیید یا حتی اختلالات شخصیتی داشته باشد. برخی افراد به‌طور مزمن دروغ می‌گویند، بی‌آن‌که ضرورت یا فشاری خارجی وجود داشته باشد. این نوع رفتار که به آن دروغ‌گویی بیمارگونه (pathological lying) گفته می‌شود، معمولاً نیازمند بررسی و درمان تخصصی است، چرا که فرد در آن ممکن است حتی خودش نیز مرز بین واقعیت و دروغ را از دست بدهد.

    در ادبیات، هنر و فرهنگ عامه، دروغگو معمولاً شخصیتی منفی است. شخصیت‌هایی مانند پینوکیو یا روباه مکار، نقش‌هایی نمادین از دروغگویی را ایفا می‌کنند و پیام‌های اخلاقی درباره‌ی ارزش صداقت را منتقل می‌کنند. داستان‌هایی از این دست معمولاً بر این نکته تأکید دارند که دروغ دیر یا زود برملا می‌شود، و فرد دروغگو ناچار است تاوان رفتار خود را بپردازد.

    روغگو بودن نه‌تنها پیوندهای انسانی را سست می‌کند، بلکه به آرامش درونی فرد نیز آسیب می‌زند. انسانی که دائماً دروغ می‌گوید، درگیر ساختن دنیایی غیرواقعی می‌شود که دیر یا زود فرو می‌ریزد. صداقت، گرچه گاه دشوار است، اما پایه‌ای محکم برای روابط سالم، اعتماد متقابل و زندگی اصیل فراهم می‌آورد؛ چیزی که دروغگو، آگاهانه از آن فاصله می‌گیرد.

    ارجاع به لغت دروغگو

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دروغگو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دروغگو

    لغات نزدیک دروغگو

    • - دروغبود
    • - دروغپردازی کردن
    • - دروغگو
    • - دروغگودرآمدن
    • - دروغگویی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.