denial, refusal, regret, pity, lament, lamentation, sorriness, shame, remorse, sparing
denial
refusal
regret
pity
lament
lamentation
sorriness
shame
remorse
sparing
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
دریغ است ایران که ویران شود ...
it is a shame if Iran is destroyed ...
هیچ دریغی از کار سخت و تعهد او وجود نداشت. (کارش دیده و تأیید شد.)
There was no denial of his hard work and dedication.
شکل درست این واژه «دریغ» است. «دریغ» در فارسی بهمعنای افسوس، حسرت و گاه امتناع از دادن چیزی بهکار میرود (مثلاً: «از کمک به او دریغ نکرد»). این واژه ریشه در فارسی میانه دارد و همواره با حرف «غ» نوشته میشود. نوشتن آن بهصورت «دریق» نادرست است، چرا که حرف «ق» در این واژه کاربرد ندارد و چنین املایی در متون معتبر فارسی نیز دیده نمیشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دریغ» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/دریغ