alas, wellaway
alas
wellaway
دریغ! باغ زیبا توسط طوفان نابود شد.
Alas, the beautiful garden was destroyed by the storm.
دریغ! ما باید با دوستان عزیزمان خداحافظی کنیم.
Alas, we must say goodbye to our dear friends.
denial, refusal, regret, pity, lament, lamentation, sorriness, shame, remorse, sparing
denial
refusal
regret
pity
lament
lamentation
sorriness
shame
remorse
sparing
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
دریغ است ایران که ویران شود ...
it is a shame if Iran is destroyed ...
هیچ دریغی از کار سخت و تعهد او وجود نداشت. (کارش دیده و تأیید شد.)
There was no denial of his hard work and dedication.
شکل درست این واژه «دریغ» است. «دریغ» در فارسی بهمعنای افسوس، حسرت و گاه امتناع از دادن چیزی بهکار میرود (مثلاً: «از کمک به او دریغ نکرد»). این واژه ریشه در فارسی میانه دارد و همواره با حرف «غ» نوشته میشود. نوشتن آن بهصورت «دریق» نادرست است، چرا که حرف «ق» در این واژه کاربرد ندارد و چنین املایی در متون معتبر فارسی نیز دیده نمیشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دریغ» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/دریغ