connection, relation, communication, relationship, linkage, link, copula, liaison, bond, tie, intercourse, connectedness, connexion
connection
relation
communication
relationship
linkage
link
copula
liaison
bond
tie
intercourse
connectedness
connexion
احتمالاً بیماری او با سفر اخیرش رابطه داشت.
His illness may have had some connection with his recent trip.
من با زنی مطلقه رابطه برقرار کردهام.
I have started a relationship with a divorcee.
copula, formula, relation, conjunctive, equation
copula
formula
relation
conjunctive
equation
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
رابطه در ساختن روابط معنایی ضروری است.
A copula is essential in constructing semantic relationships.
رابطهی محاسبهی مساحت، طول ضربدر عرض است.
The formula for calculating area is length times width.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «رابطه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/رابطه