آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

      زاییدن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل لازم فعل متعدی
      فونتیک فارسی / zaayidan /

      to give birth (to), to generate, to be delivered (of), to mother, to produce, to reproduce, to birth, to bear, to deliver (a child), to bring forth, to whelp, to spawn, to litter

      to give birth

      to generate

      to be delivered

      to mother

      to produce

      to reproduce

      to birth

      to bear

      to deliver

      to bring forth

      to whelp

      to spawn

      to litter

      بچه به دنیا آوردن

      او یک دختر سالم زایید.

      She gave birth to a healthy baby girl.

      گاو در انبار دو بچه زایید.

      The cow birth twins in the barn.

      فعل لازم فعل متعدی
      فونتیک فارسی / zaayidan /

      مجازی to produce, to originate, to generate, to appear, to cause, to bring forth

      to produce

      to originate

      to generate

      to appear

      to cause

      to bring forth

      به وجود آوردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      این سیاست جدید انتظار می‌رود هزینه‌های قابل توجهی برای شرکت بزاید.

      The new policy is expected to produce significant cost savings for the company.

      تحقیق جدید می‌تواند ایده‌های تازه‌ای برای پروژه بزاید.

      New research can generate fresh ideas for the project.

      فعل لازم فعل متعدی
      فونتیک فارسی / zaayidan /

      مجازی to be increased, to be multiplied

      to be increased

      to be multiplied

      افزایش یافتن

      تعداد موارد جدید باید زاییده شود تا بهتر نمایان شود.

      The number of new cases should be increased to better reflect the outbreak.

      بودجه‌ی پژوهش در سال آینده باید زاییده شود تا تحقیقات بیشتری پشتیبانی کند.

      The budget for research will be increased next year to support more studies.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد زاییدن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تولید زایش ولادت
      متضاد:
      مرگ

      سوال‌های رایج زاییدن

      زاییدن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «زاییدن» در زبان انگلیسی به to give birth ترجمه می‌شود.

      زاییدن به فرایندی طبیعی اشاره دارد که طی آن یک موجود زنده، معمولاً پستاندار، نسل خود را به دنیا می‌آورد. این فرایند آغاز زندگی جدید است و نقش اساسی در ادامه‌ی نسل، بقا و چرخه‌ی طبیعی زندگی ایفا می‌کند. زاییدن نه تنها یک رویداد بیولوژیکی است، بلکه تجربه‌ای عاطفی و روانی نیز برای والدین به ویژه مادر به شمار می‌آید و با احساسات عمیق، مسئولیت‌پذیری و تحول در زندگی همراه است.

      فرایند زاییدن شامل مراحل مختلفی است که هر یک اهمیت خاص خود را دارد. این مراحل ممکن است شامل آمادگی جسمانی، انقباضات، خروج نوزاد و مراقبت‌های پس از تولد باشد. سلامت مادر و نوزاد در هر مرحله اهمیت فراوان دارد و مراقبت‌های پزشکی و پشتیبانی خانوادگی می‌تواند تجربه‌ی زاییدن را ایمن و مثبت کند. توانایی بدن برای انجام این فرایند، یکی از شگفتی‌های طبیعی است که نشان‌دهنده‌ی هماهنگی دقیق سیستم‌های بیولوژیکی است.

      زاییدن فراتر از بعد جسمانی، تأثیرات روانی و اجتماعی نیز دارد. تجربه‌ی به دنیا آوردن یک فرزند، حس مسئولیت، عشق و تعلق عمیق را در والدین ایجاد می‌کند و روابط خانوادگی را تقویت می‌نماید. همچنین، این فرایند نقش مهمی در انتقال ارزش‌ها، فرهنگ و دانش به نسل بعدی دارد و به نوعی پایه‌گذار ادامه‌ی زندگی انسانی و اجتماعی محسوب می‌شود.

      در محیط‌های علمی و پزشکی، زاییدن موضوع تحقیقات گسترده‌ای است. مطالعات بر بهبود روش‌های زایمان، کاهش خطرات مادر و نوزاد و افزایش ایمنی و راحتی فرایند تمرکز دارند. پیشرفت‌های پزشکی، آموزش والدین و استفاده از تکنولوژی‌های نوین موجب شده است که زاییدن در بسیاری از جوامع به تجربه‌ای امن و کنترل‌شده تبدیل شود، در حالی که هنوز ارزش و اهمیت طبیعی و انسانی خود را حفظ کرده است.

      زاییدن فرایندی حیاتی و بنیادین در زندگی است که ترکیبی از بعد بیولوژیکی، روانی و اجتماعی را شامل می‌شود. این فرایند آغاز زندگی جدید و ادامه‌ی نسل را ممکن می‌سازد و نقش اساسی در رشد، تحول و تکامل فردی و جمعی ایفا می‌کند. زاییدن نه تنها یک عمل فیزیکی، بلکه نمادی از زندگی، امید و مسئولیت انسانی است و تأثیر آن تا سال‌ها در زندگی والدین و جامعه باقی می‌ماند.

      ارجاع به لغت زاییدن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «زاییدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/زاییدن

      لغات نزدیک زاییدن

      • - زاینده کردن
      • - زایه
      • - زاییدن
      • - زاییدن خوک
      • - زاییدن کره
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.