آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۴

    زردآلو به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / zardaaloo /

    میوه apricot, apricot tree

    apricot

    apricot tree

    زردآلو, apricot, apricot tree
    میوه‌ای زردرنگ

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    یک شیشه مربای زردآلو خریدم.

    I bought a jar of apricot jam.

    زردآلو را به سالادم اضافه کردم.

    I added apricots to my salad.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج زردآلو

    زردآلو به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «زردآلو» در زبان انگلیسی به apricot ترجمه می‌شود.

    زردآلو میوه‌ای شیرین، خوش‌عطر و آبدار است که در تابستان می‌رسد و از خانواده‌ی هلو و آلو به‌شمار می‌آید. این میوه‌ی خوش‌رنگ معمولاً به رنگ زرد یا نارنجی با سایه‌هایی از قرمز دیده می‌شود و پوستی نازک و مخملی دارد. درون زردآلو، یک هسته‌ی بزرگ و سخت وجود دارد که خوراکی نیست، اما در بعضی مناطق برای تهیه‌ی روغن یا مصارف دیگر از آن استفاده می‌شود. زردآلو به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین میوه‌های تابستانی در بسیاری از کشورهای دنیا، به‌ویژه ایران، ارمنستان، ترکیه و بخش‌هایی از آسیای میانه شناخته می‌شود.

    از لحاظ تغذیه‌ای، زردآلو سرشار از ویتامین A، ویتامین C، پتاسیم و فیبر است. بتاکاروتن موجود در آن به سلامت پوست، بینایی و سیستم ایمنی کمک می‌کند. همچنین، زردآلو دارای آنتی‌اکسیدان‌هایی مانند لوتئین و زآگزانتین است که به کاهش التهاب و محافظت از سلول‌ها در برابر آسیب‌های اکسیداتیو کمک می‌کنند. مصرف منظم این میوه می‌تواند در بهبود گوارش، کاهش فشار خون و حفظ سلامت قلب مفید باشد.

    زردآلو به شکل‌های گوناگونی مصرف می‌شود. در کنار خوردن آن به‌صورت تازه، خشک‌شده‌ی آن – که در ایران به نام «قیسی» شناخته می‌شود – بسیار پرطرفدار است و منبعی غنی از انرژی و مواد معدنی به‌شمار می‌آید. از زردآلو همچنین برای تهیه‌ی انواع مربا، لواشک، دسر، شیرینی و نوشیدنی استفاده می‌شود. حتی در برخی غذاهای سنتی ایرانی از آن به‌عنوان طعم‌دهنده بهره می‌گیرند، به‌ویژه در غذاهای ترش‌وشیرین یا خورش‌هایی مانند خورش قیسی.

    در فرهنگ و ادبیات فارسی، زردآلو گاه نماد لطافت، زیبایی و ظرافت تابستانی است. رنگ دلپذیر و طعم ملایم آن، زردآلو را به میوه‌ای شاعرانه و دل‌نشین تبدیل کرده است. در بسیاری از خانواده‌های ایرانی، زردآلو بخشی از خاطرات تابستانی است؛ از چیدن آن در باغ گرفته تا پهن کردن آن برای خشک‌کردن در آفتاب یا خوردن آن با کمی نمک در عصرهای گرم تابستان.

    زردآلو نه‌تنها میوه‌ای مغذی و پرطرفدار است، بلکه بخشی از زندگی فرهنگی، خوراکی و حتی زیبایی‌شناسی بسیاری از مردم جهان به‌ویژه ایرانیان محسوب می‌شود. با عطر دل‌فریب، رنگ گرم و طعم ملایمش، زردآلو یکی از هدایای دل‌نشین طبیعت در فصل گرم سال است؛ میوه‌ای که هم‌زمان حس تازگی، نوستالژی و لذت را در خود جمع کرده است.

    ارجاع به لغت زردآلو

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «زردآلو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/زردآلو

    لغات نزدیک زردآلو

    • - زرد و نحیف
    • - زرد وره
    • - زردآلو
    • - زردآهویی
    • - زرداب
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد بازرگانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.