آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

زمین‌لرزه به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / za(e)minlarze /

زمین‌شناسی earthquake

earthquake

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

پس از زمین لرزه دو روزه راه را باز کردند.

After the earthquake, it took them two days to open the road.

این زمین لرزه خسارات سازه‌ای جزئی برجای گذاشت.

The earthquake caused minor structural damage.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

دو زمین لرزه شهر را ویران کرد.

The city was desolated by two earthquakes.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت زمین‌لرزه

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «زمین‌لرزه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/زمین‌لرزه

لغات نزدیک زمین‌لرزه

پیشنهاد بهبود معانی