آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴

      زیرکانه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت قید
      فونتیک فارسی / zirakaane /

      clever, smart, knowing, shrewd, astute, keen, sharp, subtle, penetrating, intelligently, sharply, perspicaciously, shrewdly, astutely, knowingly, nimbly, subtly, brilliantly, cannily

      clever

      smart

      knowing

      shrewd

      astute

      keen

      sharp

      subtle

      penetrating

      intelligently

      sharply

      perspicaciously

      shrewdly

      astutely

      knowingly

      nimbly

      subtly

      brilliantly

      cannily

      هوشمندانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      او ترفندی زیرکانه پیدا کرد تا از انجام کار اضافی اجتناب کند.

      He found a clever dodge to avoid doing extra work.

      او در این موقعیت دشوار، زیرکانه عمل کرد.

      She acted intelligently in this difficult situation.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد زیرکانه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      استادانه ماهرانه محیلانه هوشمندانه هوشیارانه

      سوال‌های رایج زیرکانه

      زیرکانه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «زیرکانه» در زبان انگلیسی به Cleverly، Cunningly یا Shrewdly ترجمه می‌شود.

      این واژه به نوعی رفتار، عمل یا تصمیم اشاره دارد که با هوش، تیزبینی و درک دقیق موقعیت انجام می‌شود. زیرکانه بودن نشان‌دهنده‌ی توانایی فرد در تحلیل شرایط، پیش‌بینی پیامدها و یافتن راه‌حل‌های مؤثر و هوشمندانه است، بدون اینکه ضرورتاً از زور یا فشار استفاده شود.

      رفتار زیرکانه معمولاً با مهارت در حل مسئله، ابتکار و دقت همراه است. افراد زیرک می‌توانند از منابع موجود به بهترین شکل استفاده کنند و موقعیت‌ها را به نفع خود یا جمع بهینه مدیریت نمایند. این ویژگی می‌تواند در زندگی شخصی، تحصیلی و حرفه‌ای بسیار مفید باشد، چرا که فرد قادر است راهکارهای نوآورانه ارائه دهد و مشکلات را با کمترین اتلاف منابع یا انرژی حل کند.

      از منظر روانشناسی، زیرکانه بودن با هوش عملی، انعطاف‌پذیری و مهارت‌های شناختی بالا ارتباط دارد. این نوع رفتار به فرد امکان می‌دهد تا تصمیمات آگاهانه بگیرد، خطرات احتمالی را کاهش دهد و فرصت‌ها را شناسایی کند. در مقابل، زیرکی بدون درک اخلاقی ممکن است به رفتارهایی مانند حیله‌گری یا فریب منجر شود، بنابراین درک متعادل از زیرکی و کاربرد آن اهمیت دارد.

      در ادبیات و هنر، زیرکانه بودن یکی از خصوصیات جذاب شخصیت‌هاست. شخصیت‌های زیرک و باهوش اغلب باعث ایجاد پیچیدگی در داستان می‌شوند و مخاطب را به تعقیب روند حل مشکلات و رازگشایی‌ها دعوت می‌کنند. این ویژگی می‌تواند هم به شکل طنز، هم به شکل تحسین و گاهی هم به شکل هشدار به کار رود و عمق و جذابیت روایت را افزایش دهد.

      در زندگی روزمره، رفتار زیرکانه می‌تواند به شکل تصمیم‌گیری هوشمندانه، مدیریت منابع، برنامه‌ریزی مؤثر و حل مشکلات پیچیده ظاهر شود. افرادی که زیرکانه عمل می‌کنند معمولاً می‌توانند به نحو مؤثری با چالش‌ها روبه‌رو شوند و بهترین نتیجه را با حداقل ضرر به دست آورند. «زیرکانه» نمادی از هوش، دقت، ابتکار و توانایی تحلیل دقیق موقعیت‌هاست که در تمام جنبه‌های زندگی انسانی کاربرد دارد و به موفقیت فردی و اجتماعی کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت زیرکانه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «زیرکانه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/زیرکانه

      لغات نزدیک زیرکانه

      • - زیرکار
      • - زیرکار جاده و راه آهن
      • - زیرکانه
      • - زیرکن
      • - زیرکونیم
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.