آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴

      سرما خوردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / sarmaa khordan /

      to catch (a) cold, to get influenza

      to catchcold

      to get influenza

      دچار سرماخوردگی شدن
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      او همیشه در زمستان به‌راحتی سرما می‌خورد.

      She always catches cold easily during the winter months.

      کودک سرما خورده است و تب دارد.

      The child has gotten a cold and is running a fever.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / sarmaa khordan /

      to be exposed to cold weather or wind, to be cold

      to be exposed to cold weather or wind

      to be cold

      در معرض سرما قرار گرفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      آن‌قدر سرما خوردم که دست‌هایم بی‌حس شد.

      I got so cold that my hands got numb.

      مواظب باش نگذاری سوپ سرما بخورد.

      Be careful not to let the soup get cold.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد سرما خوردن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      زکام شدن چایمان کردن

      سوال‌های رایج سرما خوردن

      سرما خوردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «سرما خوردن» در انگلیسی catch a cold یا به‌صورت اسم common cold ترجمه می‌شود.

      سرما خوردن یک بیماری ویروسی شایع و معمولاً خفیف است که دستگاه تنفس فوقانی (به‌ویژه بینی و گلو) را درگیر می‌کند. این بیماری توسط ویروس‌هایی مانند راینوویروس‌ها ایجاد می‌شود و از طریق قطرات ریز تنفسی، تماس با سطوح آلوده، یا تماس مستقیم با افراد بیمار منتقل می‌گردد.

      علائم رایج سرما خوردگی شامل آبریزش بینی، عطسه، گلودرد، سرفه، گرفتگی بینی، و گاهی تب خفیف است. معمولاً این علائم ظرف ۷ تا ۱۰ روز بهبود پیدا می‌کنند، اما در برخی افراد ممکن است طولانی‌تر شود. برخلاف آنفولانزا، سرما خوردگی معمولاً علائم شدید یا خطرناکی ندارد، ولی در افراد با سیستم ایمنی ضعیف می‌تواند عوارضی به همراه داشته باشد.

      برای پیشگیری از سرما خوردن، رعایت بهداشت فردی مانند شستن مرتب دست‌ها، پرهیز از تماس نزدیک با افراد بیمار، و تقویت سیستم ایمنی بدن از طریق تغذیه مناسب و خواب کافی بسیار مؤثر است. در درمان آن نیز بیشتر تمرکز بر کاهش علائم و استراحت کافی است، زیرا درمان خاصی برای نابودی ویروس عامل سرما خوردگی وجود ندارد.

      ارجاع به لغت سرما خوردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «سرما خوردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سرما خوردن

      لغات نزدیک سرما خوردن

      • - سرما جراحی
      • - سرما خشکه
      • - سرما خوردن
      • - سرما دورکن
      • - سرما زده شدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.