ادبی clean, pure, chaste, immaculate
clean
pure
chaste
immaculate
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
وجدان او طاهر و عاری از فریب باقی ماند؛ گواهی بر فضیلت تزلزلناپذیرش.
Her conscience remained clean, unmarred by deceit, a testament to her unwavering virtue.
شاعر روح خود را طاهر توصیف کرد؛ پناهگاهی دستنخورده از رذایل دنیوی.
The poet described her soul as pure, a sanctuary untouched by worldly vices.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «طاهر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/طاهر