مخفف: فاب
عامیانه factory-made, factory
factory-made
factory
مکانیک قطعهی شکسته را با یک قطعه یدکی فابریک تعویض کرد.
The mechanic replaced the broken part with an original factory spare.
خریدار ماشین را با دقت بررسی کرد تا مطمئن شود هنوز رنگ کارخانهای دارد.
The buyer checked the car carefully to ensure it still had its original factory paint.
همیشه امنتر است که قطعات فابریک برای لوازم خانگی خود خریداری کنید.
It is always safer to buy original factory components for your home appliances.
عامیانه Original, Exclusive, or Best/Closest when referring to friendships or relationships
Original
Exclusive
or Best/Closest when referring to friendships or relationships
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او از زمان روزهای مدرسه دوست فاب (رفیق فابریک) من بوده است.
He has been my best and closest friend since our school days.
من عاشق شخصیت او هستم چون رفتارش همیشه کاملاً اصلی (خودشه) و بیریا است.
I love his personality because his behavior is always completely genuine and unpretentious.
آنها تصمیم گرفتند رابطهی خود را فاب نگه دارند و با کس دیگری قرار نگذارند.
They decided to keep their relationship exclusive and not date anyone else.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «فابریک» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/فابریک