آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴

    قرمز به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم صفت
    فونتیک فارسی / ghermez /

    رنگ red, rosy, ruddy, rose, blush, kermes, blood-red, damask, purplish, vinous, blearly, crimson, incarnadine, fiery, coral, eryth-, erythro-

    red

    rosy

    ruddy

    rose

    blush

    kermes

    blood-red

    damask

    purplish

    vinous

    blearly

    crimson

    incarnadine

    fiery

    coral

    eryth-

    erythro-

    قرمز, red, rosy, ruddy, rose, blush, kermes, blood-red, damask, purplish, vinous, blearly, crimson, incarnadine, fiery, coral, eryth-, erythro-
    سرخ

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    مادرم به‌ندرت لباس قرمز می‌پوشید.

    My mother scarcely wore red dresses.

    او دور اسم من با مداد قرمز دایره کشید.

    He circled my name with a rose pencil.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد قرمز

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    آل سرخ شیله وشی

    سوال‌های رایج قرمز

    قرمز به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «قرمز» در زبان انگلیسی به red ترجمه می‌شود.

    قرمز یکی از رنگ‌های اصلی در طیف نوری است و از دیرباز در فرهنگ‌ها، هنرها و علم به‌عنوان رنگی پرمعنا و قدرتمند شناخته شده است. این رنگ از طول‌موج‌های بلند نور تشکیل می‌شود و یکی از اولین رنگ‌هایی است که کودکان تشخیص می‌دهند، چرا که تحریک‌پذیری بالایی در چشم و مغز ایجاد می‌کند.

    در طبیعت، قرمز اغلب نشانه‌ای از هشدار، قدرت یا جلب‌توجه است؛ از رنگ گل‌هایی چون رز گرفته تا خون، آتش و غروب آفتاب. همین ویژگی باعث شده تا قرمز در بسیاری از نشانه‌های هشداردهنده و علائم راهنمایی و رانندگی به‌کار رود. همچنین، در بسیاری از جانوران، رنگ قرمز به‌عنوان نشانه‌ای از خطر یا قدرت زیستی شناخته می‌شود که نقش مهمی در بقا و تکامل ایفا کرده است.

    از لحاظ روان‌شناسی رنگ، قرمز با احساساتی همچون عشق، خشم، اشتیاق و هیجان در ارتباط است. این رنگ ضربان قلب را افزایش داده، احساس انرژی و تحرک را برمی‌انگیزد و معمولاً در تبلیغات و طراحی برای جلب توجه فوری استفاده می‌شود. در عین حال، استفاده‌ی بیش‌ازحد از قرمز ممکن است احساس استرس یا اضطراب ایجاد کند، زیرا این رنگ محرک و پرانرژی است.

    در فرهنگ‌ها و سنت‌های مختلف، قرمز بار معنایی متفاوتی دارد. در چین و برخی کشورهای آسیایی، قرمز نماد شادی، ثروت و خوش‌شانسی است و در مراسم ازدواج و سال نو بسیار به کار می‌رود. در غرب، قرمز معمولاً به عشق و شور تعلق دارد؛ مانند رنگ قلب، گل رز عاشقانه یا لباس‌های ولنتاین. در عین حال، در برخی زمینه‌ها ممکن است بیانگر خطر، انقلاب یا خشم نیز باشد.

    قرمز نه‌تنها یک رنگ بصری، بلکه مفهومی است که در ناخودآگاه جمعی بشر نفوذ کرده و در زبان، نمادها، هنر و مد تأثیرگذار بوده است. حضور پررنگ آن در پرچم‌ها، آثار هنری، طراحی لباس، تبلیغات و حتی سیاست، بیانگر قدرت عاطفی و فرهنگی این رنگ در طول تاریخ بشر است.

    ارجاع به لغت قرمز

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «قرمز» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قرمز

    لغات نزدیک قرمز

    • - قرلی
    • - قرمدنگ
    • - قرمز
    • - قرمز آجری
    • - قرمز آلبالویی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.