needless, affluent, wanting nothing, free from want
needless
affluent
wanting nothing
free from want
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ثروتش او را از کمک دیگران مستغنی کرده بود.
His wealth made him needless of help from others.
پادشاه آنقدر قدرتمند بود که خود را از هرگونه اتحاد مستغنی میدید.
The king was so powerful that he felt needless of any alliance.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مستغنی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مستغنی