آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴

      مشخص کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / moshakhkhas kardan /

      to define, to specify, to decide, to distinguish, to mark, to determine, to characterize, to designate, to demarcate, to differentiate

      to define

      to specify

      to decide

      to distinguish

      to mark

      to determine

      to characterize

      to designate

      to demarcate

      to differentiate

      معین کردن، واضح کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      زمان و مکان را مشخص کردن

      to specify the time and place

      برنامه‌ریزی شغلی اثربخش شامل تعیین مهارت‌ها، علایق و ارزش‌های فرد برای مشخص کردن بهترین مسیر شغلی است.

      Effective career planning involves assessing one's skills, interests, and values to determine the best career path.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مشخص کردن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      معلوم کردن تعیین کردن معین کردن
      مترادف:
      تشخیص دادن

      سوال‌های رایج مشخص کردن

      مشخص کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «مشخص کردن» در زبان انگلیسی به determine، identify یا specify ترجمه می‌شود؛ بسته به زمینه‌ی استفاده.

      «مشخص کردن» فعلی است که در زبان فارسی به معنای روشن ساختن، معین نمودن یا شناسایی چیزی به‌صورت دقیق و واضح به کار می‌رود. این واژه کاربردی بسیار گسترده دارد و می‌تواند در حوزه‌های مختلفی چون علم، مدیریت، زبان، و حتی روابط انسانی معناهای متفاوت اما مرتبطی پیدا کند. ویژگی اصلی این فعل، حرکت از حالت ابهام به سمت شفافیت و قطعیت است؛ یعنی لحظه‌ای که فرد یا گروهی تصمیم می‌گیرند یا کشف می‌کنند که دقیقاً با چه چیزی روبه‌رو هستند یا چه اقدامی باید صورت بگیرد.

      در حوزه‌ی علمی و پژوهشی، «مشخص کردن» اغلب معادل با determine به‌کار می‌رود. برای مثال، پژوهشگری که می‌خواهد رابطه‌ی میان دو متغیر را بررسی کند، باید ابتدا متغیرها را به‌وضوح مشخص کند. در این فضا، مشخص کردن فرآیندی تحلیلی و مبتنی بر داده و منطق است و هدف آن، رسیدن به نتایجی دقیق و قابل‌اعتماد است. بدون این مرحله‌ی مهم، هیچ پژوهشی به‌درستی قابل انجام یا تکرار نخواهد بود.

      در مدیریت، برنامه‌ریزی و ارتباطات سازمانی، «مشخص کردن» معمولاً به تعیین اهداف، وظایف، یا زمان‌بندی‌ها اشاره دارد و می‌تواند معادل specify باشد. مشخص کردن دقیق انتظارات، معیارها، و شاخص‌های عملکرد، از مهم‌ترین عوامل موفقیت در پروژه‌هاست. عدم شفافیت در این موارد می‌تواند منجر به سردرگمی، اشتباه و اتلاف منابع شود. از همین‌رو، در فضای حرفه‌ای، «مشخص کردن» نه یک کار فرعی، بلکه مرحله‌ای حیاتی برای آغاز هر فعالیت ساختارمند تلقی می‌شود.

      در مکالمات روزمره یا توصیف افراد و اشیاء، «مشخص کردن» به معنای شناختن یا تمایز دادن است، که در زبان انگلیسی بیشتر با identify ترجمه می‌شود. مثلاً وقتی می‌گوییم «می‌توانی آن فرد را مشخص کنی؟» یا «نشانه‌های بیماری را مشخص کن»، منظور یافتن ویژگی‌های بارز یا تمایزهای قابل‌شناسایی است. این نوع استفاده از فعل، بیشتر جنبه‌ی تشخیص، شناخت یا توصیف دارد و معمولاً در موقعیت‌هایی با اطلاعات ناقص یا نادقیق کاربرد دارد.

      در حوزه‌های فنی، حقوقی، یا قراردادی، فعل «مشخص کردن» به معنای صریح، رسمی و دقیق آن به‌کار می‌رود. در چنین زمینه‌هایی، مشخص کردن مواردی مانند مسئولیت‌ها، تعهدات، شرایط یا محدوده‌ی کاری، اهمیت زیادی دارد و هر گونه ابهام در این زمینه می‌تواند پیامدهای حقوقی یا اجرایی به همراه داشته باشد. از این‌رو، واژه‌ی specify در این فضاها به‌خوبی بار معنایی موردنظر را منتقل می‌کند.

      «مشخص کردن» فعلی است با بار معنایی قوی که نقش مهمی در ایجاد شفافیت، دقت، و تصمیم‌گیری دارد. این واژه در هر زمینه‌ای که استفاده شود، پیامی روشن دارد: رفع ابهام، افزایش وضوح، و رسیدن به نتیجه‌ای دقیق. از روابط انسانی گرفته تا پروژه‌های علمی یا فنی، توانایی مشخص کردن موضوعات و حدود، نشانه‌ای از تفکر دقیق، ارتباط مؤثر و عملکرد هوشمندانه است.

      ارجاع به لغت مشخص کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مشخص کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مشخص کردن

      لغات نزدیک مشخص کردن

      • - مشخص تر کردن
      • - مشخص سازی
      • - مشخص کردن
      • - مشخص کردن با دقت
      • - مشخص کردن با علامت
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf تحسین‌آمیز مهار کردن شیروخورشید کاستن جلوگیری کردن دیپلمات دیپلماتیک رونق سوسیالیسم سوسیال دموکرات فاشیسم مانده منتفی آفند آفندی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.