آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

کایاک به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / kaayaak /

kayak

kayak

قایقی باریک و دراز

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

کایاک به‌آرامی روی دریاچه حرکت کرد.

The kayak glided smoothly across the lake.

ما کایاک را روی سقف ماشین بار زدیم.

We loaded the kayak onto the roof of the car.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت کایاک

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «کایاک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کایاک

لغات نزدیک کایاک

پیشنهاد بهبود معانی