ادبی injury, damage, harm, hurt, taint, disadvantage, detriment, impairment
injury
damage
harm
hurt
taint
disadvantage
detriment
impairment
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او از گزند جسمانی پروایی نداشت.
He did not fear physical harm.
سیگار کشیدن میتواند گزند جدی به سلامت شما بزند.
Smoking can do serious damage to your health.
شکل درست و معیار واژه «گزند» است. «گزند» به معنی آسیب، ضرر یا صدمه است و در زبان فارسی به همین صورت نوشته میشود.
شکل «گذند» غلط املایی است و در منابع رسمی و فرهنگهای لغت فارسی پذیرفته نیست.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «گزند» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/گزند