آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

اتهام به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / ettehaam /

accusation, charge, impeachment, allegation, smear, plaint, gravamen, information, indictment

accusation

charge

impeachment

allegation

smear

plaint

gravamen

information

indictment

تهمت، افترا

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

به اتهام تبانی در ارتکاب قتل بازداشت شد.

She was arrested on a charge of conspiracy to commit murder.

دروغ بودن این اتهام آشکار است.

The falsehood of this accusation is obvious.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد اتهام

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:

ارجاع به لغت اتهام

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «اتهام» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اتهام

لغات نزدیک اتهام

پیشنهاد بهبود معانی