آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۴

      ارتش به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / artesh /

      army, armed forces, the military

      army

      armed forces

      the military

      نیروی نظامی هر کشور

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      پاکسازی افسران توسط استالین ارتش را تضعیف کرد.

      Stallin's purge of the officers debilitated the army.

      پس از یک خدمت دو ساله در ارتش، به تجارت پرداخت.

      After a two-year hitch in the army, he became a merchant.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد ارتش

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      جند جیش خیل سپاه فوج قشون گند لشکر نظام

      سوال‌های رایج ارتش

      ارتش به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «ارتش» در زبان انگلیسی به army ترجمه می‌شود.

      ارتش به مجموعه‌ای سازمان‌یافته از نیروهای نظامی گفته می‌شود که وظیفه‌ی دفاع از یک کشور، حفظ امنیت ملی، و گاهی اجرای عملیات‌های نظامی یا بشردوستانه را بر عهده دارد. ارتش معمولاً شامل سربازان، افسران، و تجهیزات جنگی مختلف است و در ساختارهای فرماندهی منظم سازمان‌دهی شده تا بتواند به صورت هماهنگ و مؤثر عمل کند. وجود یک ارتش قدرتمند و منظم از دیرباز برای هر کشور به‌عنوان ضامن امنیت، ثبات و حاکمیت قلمداد شده است.

      از نظر تاریخی، ارتش‌ها در شکل‌های مختلفی ظاهر شده‌اند؛ از لشکرهای پیاده‌نظام با سلاح‌های سرد و چوبی در دوران باستان تا نیروهای مجهز به فناوری‌های پیشرفته نظامی در دنیای امروز. ارتش نه فقط نقش دفاعی دارد، بلکه گاهی در توسعه‌ی کشور، ساخت زیرساخت‌ها، و حتی فعالیت‌های امدادی و مقابله با بحران‌ها نیز مشارکت می‌کند. در بسیاری از کشورها، ارتش نمادی از اتحاد ملی و فداکاری برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی به شمار می‌رود.

      ساختار ارتش معمولاً بر پایه سلسله مراتب فرماندهی استوار است؛ از سربازان ساده گرفته تا فرماندهان عالی‌رتبه که تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و تاکتیکی را بر عهده دارند. هر بخش از ارتش ممکن است وظایف ویژه‌ای داشته باشد، مانند نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی و بخش‌های تخصصی‌تر مثل نیروهای ویژه یا پدافند هوایی. این تنوع در ساختار و تخصص‌ها باعث می‌شود ارتش بتواند در برابر تهدیدهای گوناگون و در شرایط مختلف واکنش سریع و مؤثری نشان دهد.

      علاوه بر بعد نظامی، ارتش در فرهنگ و هنر نیز جایگاهی ویژه دارد. تصاویری از سربازان، جنگ‌ها، و حماسه‌های نظامی، موضوع بسیاری از کتاب‌ها، فیلم‌ها و آثار هنری بوده است. همچنین، ارزش‌هایی چون شجاعت، وفاداری، و نظم که در ارتش آموزش داده می‌شود، گاهی به‌عنوان الگوهای رفتاری در جامعه مورد توجه قرار می‌گیرند. در برخی فرهنگ‌ها، روزهای خاصی برای بزرگداشت ارتش و تقدیر از فداکاری‌های سربازان تعیین شده است که بیانگر احترام و قدردانی عمومی است..

      ارجاع به لغت ارتش

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ارتش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ارتش

      لغات نزدیک ارتش

      • - ارتزاق
      • - ارتزاق کردن
      • - ارتش
      • - ارتش آلمان هیتلری
      • - ارتش اشغالی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.