forbearance, connivance, disregarding, overlooking, condonation, remission, lenience
forbearance
connivance
disregarding
overlooking
condonation
remission
lenience
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
اغماض او مانع از بالا گرفتن بحث شد.
His forbearance prevented the argument from escalating.
بدون اغماض او، طرح زودتر لو میرفت.
Without his connivance, the scheme would have been exposed earlier.
شکل درست این واژه «اغماض» است. «اغماض» واژهای عربیتبار به معنای چشمپوشی کردن، کوتاه آمدن یا گذشت کردن است. نوشتن آن بهصورت «اقماض» نادرست است و چنین شکلی در زبان فارسی و عربی معیار وجود ندارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اغماض» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اغماض