effort, endeavor, attempt, diligence, striving, labor, labour, toil
effort
endeavor
attempt
diligence
striving
labor
labour
toil
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
اهتمام جمعیشان باعث نجات شرکت از ورشکستگی شد.
Their collective effort saved the company from bankruptcy.
او اهتمام زیادی کرد تا پروژه را بهموقع تمام کند.
She made a great endeavor to finish the project on time.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
شکل درست این واژه «اهتمام» است.
«اهتمام» واژهای عربیالاصل است و بهمعنای دقت، توجه، جهد، سعی، کوشش و مجاهدت بهکار میرود. برای مثال: «او با اهتمام زیاد به کارهایش رسیدگی میکند.»
«احتمام» شکل نادرست و غیراستاندارد این واژه است و در منابع معتبر فارسی و عربی دیده نمیشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اهتمام» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/اهتمام