آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴

      بد به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / bad /

      bad, evil, ill, vile, immoral, mal-, wicked

      bad

      evil

      ill

      vile

      immoral

      mal-

      wicked

      مخالف خوب

      یک آدم بد

      a wicked person

      هوای بد

      bad weather

      صفت
      فونتیک فارسی / bad /

      bad, inferior, evil, vicious, crummy, the bad

      bad

      inferior

      evil

      vicious

      crummy

      the bad

      آدم یا چیز بد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      بد و خوب را از هم تشخیص دادن

      to distinguish between good and evil

      خوب و بد

      good and evil

      قید
      فونتیک فارسی / bad /

      badly, awfully, ill, poorly

      badly

      awfully

      ill

      poorly

      به‌طور بد، با بدی

      خیلی بد آواز خواند

      he sang very badly

      چرا اینقدر بد رانندگی می‌کنی؟

      why do you drive so badly?

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -bad /

      combining form meaning bad-, mal-, ill-

      combining form meaning bad-

      mal-

      ill-

      بد، دژ-

      بدرفتار

      evil doer

      بداقبال

      ill-fated

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      بدجنس

      evil-natured, mean, base

      horrid, wicked, nasty

      horrid

      wicked

      nasty

      بسیار

      bungle

      bungle

      بسیار

      frigging

      frigging

      بسیار

      عامیانه devilish, dreadful, fearful, fearfully, flyblown, hellish, horrible, ropy, terrible, tough, unholy, villainous, cheesy, stinking, no-good, shit, yucky, naff

      devilish

      dreadful

      fearful

      fearfully

      flyblown

      hellish

      horrible

      ropy

      terrible

      tough

      unholy

      villainous

      cheesy

      stinking

      no-good

      shit

      yucky

      naff

      بسیار

      dirty

      dirty

      بسیار
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد بد

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      ردی سوء شر
      متضاد:
      حسن

      سوال‌های رایج بد

      بد به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بد» در زبان انگلیسی به Bad ترجمه می‌شود.

      «بد» صفتی است که برای توصیف چیزی استفاده می‌شود که کیفیت، عملکرد یا اثر منفی دارد. این واژه می‌تواند به اشیاء، رفتارها، شرایط یا اتفاقات نسبت داده شود و نشان‌دهنده‌ی عدم رضایت، ضرر یا نقص در عملکرد است. به عبارت دیگر، وقتی چیزی بد نامیده می‌شود، معمولاً باعث نارضایتی، خطر یا تجربه‌ی منفی می‌شود و اغلب با مفهوم آسیب یا ناکارآمدی همراه است.

      در زندگی روزمره، واژه‌ی «بد» برای قضاوت یا ارزیابی استفاده می‌شود. افراد معمولاً شرایط، رفتار یا محصولات را بر اساس اثرات آن‌ها بر خود یا محیط پیرامونشان «خوب» یا «بد» می‌دانند. به عنوان مثال، یک غذای خراب، رفتار ناپسند یا تجربه‌ای ناخوشایند، همگی می‌توانند با واژه‌ی بد توصیف شوند. این استفاده کمک می‌کند تا مفاهیم منفی یا خطرناک به سرعت منتقل و شناسایی شوند.

      «بد» علاوه بر کاربرد روزمره، در زمینه‌ی روانشناسی و اخلاق نیز اهمیت دارد. رفتارهای بد ممکن است نشان‌دهنده‌ی نقص در اخلاق، تربیت یا کنترل هیجانی فرد باشند و اغلب پیامدهایی بر روابط اجتماعی، اعتماد و تعاملات انسانی دارند. درک و شناسایی رفتارهای بد و تلاش برای اصلاح آن‌ها می‌تواند به بهبود روابط و محیط اجتماعی کمک کند.

      در هنر و ادبیات، مفهوم «بد» نقش مهمی در ایجاد تضاد و پیشبرد داستان دارد. نویسندگان و شاعران با توصیف شخصیت‌ها، اتفاقات یا شرایط بد، تضاد با عناصر مثبت را برجسته می‌کنند و روایت را پویا و جذاب می‌سازند. این کاربرد نشان می‌دهد که «بد» نه تنها یک قضاوت اخلاقی یا عملی است، بلکه ابزاری برای بیان معنا و ایجاد تأثیر در مخاطب نیز محسوب می‌شود.

      «بد» مفهومی چندبعدی است که هم جنبه‌ی عملی و روزمره دارد و هم جنبه‌های روانشناختی، اخلاقی و هنری. این واژه به ما امکان می‌دهد تا نقص، آسیب یا اثرات منفی را شناسایی کنیم و با آن‌ها برخورد مناسب داشته باشیم. درک درست مفهوم «بد» و تفاوت آن با حالت‌های موقتی یا نسبی، به تصمیم‌گیری بهتر و رفتارهای مؤثرتر در زندگی کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت بد

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بد

      لغات نزدیک بد

      • - بخیه گاه
      • - بخیه یک در میان
      • - بد
      • - بد آئین
      • - بد آب و هوا
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.