آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

برآمدگی به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / baraamadegi /

projection, knob, protuberance, hump, protrusion, bulge, prominence, rise, apse, excrescence, node, overhang

projection

knob

protuberance

hump

protrusion

bulge

prominence

rise

apse

excrescence

node

overhang

برجستگی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

برآمدگی شکم زن آبستن

the bulge of a pregnant woman's stomach

برآمدگی فرش جای دریچه‌ی مخفی را آشکار کرد.

The bulge in the carpet revealed the location of the hidden trapdoor.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد برآمدگی

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:

ارجاع به لغت برآمدگی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «برآمدگی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/برآمدگی

لغات نزدیک برآمدگی

پیشنهاد بهبود معانی