آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

تورم به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / tavarrom /

swelling, inflation, turgidity, turgidness, swell, inflammation, edema, puffiness, bulge, protuberance

swelling

inflation

turgidity

turgidness

swell

inflammation

edema

puffiness

bulge

protuberance

ورم

با نگرانی تورم را با انگشتش معاینه کرد.

He probed the swelling anxiously with his finger.

دارو تورم پوست را بهبود می‌بخشد.

The drugs reduce the inflammation in the skin.

اسم
فونتیک فارسی / tavarrom /

اقتصاد inflation

inflation

افزایش قیمت‌ها و کاهش ارزش پول

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

نرخ تورم به‌ سرعت افزایش می‌یابد.

The rate of inflation is accelerating fast.

تورم اقتصاد کشور را فلج کرده بود.

Inflation had crippled the country's economy.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

تورم را مهار کردن

to control inflation

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد تورم

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
مترادف:
مترادف:
افزایش غیرمعقول قیمت‌ها

ارجاع به لغت تورم

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «تورم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تورم

لغات نزدیک تورم

پیشنهاد بهبود معانی