آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۲ خرداد ۱۴۰۴

      برف به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / barf /

      snow

      snow

      قطره‌های منجمد‌شده‌‌ی سفید و بلوری‌شکلی که از آسمان فرو می‌ریزد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      در برخی جاها برف انباشته شده است.

      In some places the snow has become drifty.

      برف خیابان‌ها را پوشانده بود.

      Snow had carpeted the streets.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      جسد او را از زیر برف درآوردند.

      They dug his body out of the snow.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد برف

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      ثلج بشک فنجا
      متضاد:
      باران تگرگ

      سوال‌های رایج برف

      برف به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «برف» در زبان انگلیسی معادل snow است.

      برف نوعی بارش جوی است که از ذرات یخ تشکیل شده و هنگامی شکل می‌گیرد که بخار آب در ابرها منجمد شده و به شکل بلورهای یخی به زمین می‌رسد. این بلورها معمولاً به شکل‌های زیبا و متنوعی دیده می‌شوند که هر کدام ساختار هندسی خاص خود را دارند. وقتی دمای هوا به زیر صفر درجه سلسیوس برسد، بارش باران تبدیل به برف می‌شود.

      برف نقش مهمی در چرخه آب و آب‌وهوای کره زمین دارد. پوشش برفی زمستانی در بسیاری از مناطق، ذخیره‌ای طبیعی از آب محسوب می‌شود که در فصل بهار با ذوب شدنش، منابع آب را تامین می‌کند. همچنین برف در بسیاری از فرهنگ‌ها و هنرها نماد پاکی، سکوت و تازگی است و در زمستان‌ها مناظر زیبا و خاصی ایجاد می‌کند که بسیاری از مردم از آن لذت می‌برند.

      ندگی روزمره در مناطقی که برف می‌بارد تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد؛ تردد و حمل‌ونقل ممکن است با مشکلاتی روبرو شود، اما در عین حال برف فرصتی برای ورزش‌های زمستانی مانند اسکی، اسنوبورد و بازی‌های برفی فراهم می‌آورد. همچنین برف در بسیاری از داستان‌ها و افسانه‌ها به عنوان عنصری جادویی یا چالش‌برانگیز نقش ایفا می‌کند.

      «برف» یک پدیده‌ی طبیعی است که هم به شکل ظاهری و هم به لحاظ زیست‌محیطی و فرهنگی اهمیت زیادی دارد و زندگی بشر و طبیعت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

      ارجاع به لغت برف

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «برف» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/برف

      لغات نزدیک برف

      • - برغ
      • - برغاب
      • - برف
      • - برف آبکی
      • - برف آمدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.