mercer, draper, cloth dealer, fabric seller, cloth seller, dry goods merchant
mercer
draper
cloth dealer
fabric seller
cloth seller
dry goods merchant
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
بزاز پارچههای زیبایی را در مغازهاش به نمایش گذاشت.
The mercer displayed beautiful fabrics in his shop.
آتشسوزی تمام موجودی پشم و پنبهی بزاز را از بین برد.
A fire destroyed the draper's entire stock of wool and cotton.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بزاز» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بزاز