drapery, mercery, fabric store, dealing in cloth, dry goods store, cloth seller's shop
drapery
mercery
fabric store
dealing in cloth
dry goods store
cloth seller's shop
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کیفیت پارچهها در آن بزازی فوقالعاده است.
The quality of the fabrics at that drapery is exceptional.
او فروشگاه بزازی کوچکی در بازار قدیمی باز کرد.
He opened a small mercery store in the old market.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بزازی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بزازی