آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴

      بو به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / boo /

      smell, odor, fragrance, fetor, scent, bouquet, stink, aroma, stench, whiff

      smell

      odor

      fragrance

      fetor

      scent

      bouquet

      stink

      aroma

      stench

      whiff

      رایحه

      این خوراک بو و طعم ناخوشایندی دارد.

      This food has a disagreeable smell and taste.

      موش کور غذای خود را تنها از طریق بو پیدا می‌کند.

      A mole finds its food by smell alone.

      اسم
      فونتیک فارسی / boo /

      trace, sign, hint, tinge

      trace

      sign

      hint

      tinge

      نشانه، رد، اثر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      هیچ بویی از زندگی در ساختمان متروکه نمی‌آمد.

      There was not a trace of life in the abandoned building.

      بوی تقلب

      hint of cheat

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد بو

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      رایحه ریح شمه شمیم عطر نفحه نکهت
      مترادف:
      امید آرزو
      مترادف:
      بادا باشد

      سوال‌های رایج بو

      بو به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بو» در زبان انگلیسی به «smell» یا «odor» ترجمه می‌شود.گ

      واژه‌ی «بو» به معنای حس یا برداشت حسی است که از طریق گیرنده‌های بویایی در بینی دریافت می‌شود و به نوعی نشان‌دهنده وجود مواد شیمیایی معلق در هواست. بوها می‌توانند متنوع و گسترده باشند و بسته به ترکیبات شیمیایی و منبع آن‌ها، ممکن است خوشایند، ناخوشایند یا بی‌طرف باشند. حس بویایی یکی از حواس مهم انسان است که در زندگی روزمره نقش فراوانی دارد و می‌تواند اطلاعاتی درباره محیط، غذاها، خطرات احتمالی یا حتی حالت‌های عاطفی منتقل کند.

      از نظر زیستی، بو نقش مهمی در بقا و تعاملات موجودات زنده ایفا می‌کند. برای مثال، بوی خوش غذا انسان را به خوردن ترغیب می‌کند، در حالی که بوی نامطبوع ممکن است هشداری برای وجود مواد فاسد یا خطرناک باشد. همچنین، حیوانات از بو برای شناسایی قلمرو، جلب جفت یا تشخیص خطر استفاده می‌کنند. در انسان‌ها، حس بویایی به شدت با حافظه و احساسات مرتبط است و بوهای خاص می‌توانند خاطرات و احساسات گذشته را زنده کنند.

      در فرهنگ‌ها و هنرهای مختلف، بو جایگاه ویژه‌ای دارد. عطرسازی یکی از هنرهای باستانی است که به خلق بوهای خوشایند و ماندگار می‌پردازد و در مناسبت‌ها و زندگی روزمره اهمیت دارد. بوها در ادبیات و شعر نیز به عنوان نماد و ابزار بیان احساسات و فضاهای مختلف به کار رفته‌اند و نقش معنایی و سمبولیک دارند.

      از نظر علمی، مطالعه بوها و ترکیبات شیمیایی مرتبط با آن‌ها در رشته‌هایی مانند شیمی آلی، بیوشیمی و علوم اعصاب انجام می‌شود. فناوری‌های مرتبط با تشخیص بو نیز در صنایع مختلف، از جمله تولید مواد غذایی، داروسازی و محیط زیست کاربرد دارند و به توسعه دستگاه‌هایی مانند حسگرهای بویایی منجر شده‌اند.

      «بو» فراتر از یک حس ساده است و بخشی از تجربه‌ی انسانی است که با خاطره، فرهنگ، علم و هنر گره خورده است. شناخت و درک بهتر بوها می‌تواند کیفیت زندگی، سلامت و ارتباطات ما را بهبود بخشد و به کشف‌های جدید در زمینه‌های مختلف منجر شود.

      ارجاع به لغت بو

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بو

      لغات نزدیک بو

      • - بنین
      • - بنیه
      • - بو
      • - بو بردن
      • - بو بردن از
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.