آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۸ تیر ۱۴۰۴

    بوستان به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / boostaan /

    garden

    garden

    باغ

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    بوستان پر از گل‌های شکوفاست.

    The garden is full of blooming flowers.

    کودکان میان درختان بوستان قایم‌باشک بازی کردند.

    The children played hide and seek amongst the trees in the garden.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد بوستان

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بستان
    متضاد:
    کویر
    مترادف:
    پارک
    مترادف:
    باغ حدیقه روضه گلستان‌

    سوال‌های رایج بوستان

    بوستان به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «بوستان» در زبان انگلیسی به park یا garden ترجمه می‌شود.

    «بوستان» واژه‌ای اصیل در زبان فارسی است که به فضای سبز، باغ یا محل سرسبز و دل‌نشینی اطلاق می‌شود که معمولاً برای استفاده‌ی عمومی یا برای آرامش، تفریح و گاه تأمل ساخته می‌شود. در زبان انگلیسی، بسته به نوع و کاربری، معادل‌هایی چون park (برای فضاهای عمومی) یا garden (برای باغ‌های منظم و خصوصی یا تزئینی) به‌کار می‌رود. همچنین در متون ادبی یا سنتی، گاهی واژه‌هایی مانند grove یا orchard برای بوستان‌هایی با کاربری خاص به‌کار گرفته می‌شوند.

    از منظر فرهنگی، بوستان مفهومی فراتر از یک فضای طبیعی دارد. در ادبیات کلاسیک فارسی، به‌ویژه در آثار شاعرانی چون سعدی و حافظ، بوستان نمادی از بهشت، آرامش، خرد، و صفای روح است. سعدی یکی از مشهورترین آثار خود را به نام «بوستان» سروده که در آن مفاهیم اخلاقی، تربیتی و انسانی در قالب حکایات موزون ارائه شده‌اند. در این بافت، بوستان نه‌فقط مکانی فیزیکی بلکه فضایی برای تعالی روح، تعامل فرهنگی و تربیت ذهنی تلقی می‌شود.

    در محیط‌های شهری امروزی، بوستان‌ها نقش حیاتی در سلامت روانی و جسمی شهروندان دارند. این فضاها محل تنفس شهر، کاهنده‌ی آلودگی هوا، و بستری برای تعاملات اجتماعی هستند. حضور در بوستان می‌تواند به کاهش استرس، افزایش تحرک بدنی، و تقویت روابط خانوادگی و اجتماعی کمک کند. از این رو، طراحی و نگهداری اصولی بوستان‌ها در برنامه‌ریزی شهری اهمیت ویژه‌ای دارد.

    در معماری سنتی ایرانی، مفهوم بوستان با اصولی چون تقارن، هندسه‌ی منظم، استفاده از آب‌نما، درختان میوه، سایه‌بان طبیعی و مسیرهای باریک درهم آمیخته است. این نوع طراحی که به سبک «باغ ایرانی» نیز شناخته می‌شود، الهام‌بخش بسیاری از باغ‌های تاریخی در هند، اسپانیا و بخش‌هایی از آسیای میانه بوده است. «بوستان» در این قالب، فضایی است که زیبایی، کاربرد و معنویت را به‌صورت هماهنگ در خود جای داده است.

    بوستان نمادی از رابطه‌ی هماهنگ میان انسان و طبیعت است. این فضاها، چه در دل شهرهای پرجمعیت امروزی و چه در متون ادبیات کهن، یادآور نیاز انسان به آرامش، زیبایی و هم‌زیستی با جهان طبیعی هستند. بوستان نه‌تنها مکانی برای گشت‌وگذار بلکه نمودی از فرهنگ، هنر و نگاه تمدن‌ها به طبیعت است.

    ارجاع به لغت بوستان

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «بوستان» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بوستان

    لغات نزدیک بوستان

    • - بوس کننده
    • - بوس و کنار
    • - بوستان
    • - بوستر
    • - بوستن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.