آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۷ مهر ۱۴۰۴

    بومی به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / boomi /

    native, vemacular

    native

    vemacular

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد بومی

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    اهل بومزاد
    متضاد:
    غیر بومی
    مترادف:
    محلی ولایتی
    مترادف:
    متوطن

    سوال‌های رایج بومی

    بومی به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «بومی» در زبان انگلیسی به native یا indigenous ترجمه می‌شود.

    «بومی» به موجودات، فرهنگ‌ها یا عناصر طبیعی و انسانی گفته می‌شود که در یک منطقه یا محیط خاص به طور طبیعی رشد کرده و با شرایط آن سازگار شده‌اند. این واژه بار معنایی پیوند با زمین، محیط و اصالت را در خود دارد و معمولاً با مفاهیمی مانند اصالت، ریشه و وابستگی به محل جغرافیایی همراه است. بومی بودن نشان‌دهنده‌ی تجربه‌ی طولانی و سازگاری عمیق با محیط است، به طوری که این عناصر به شکلی طبیعی و خودانگیخته در آن منطقه شکل گرفته و توسعه یافته‌اند.

    در حوزه‌ی طبیعت و زیست‌شناسی، موجودات بومی نقشی کلیدی در حفظ تعادل اکوسیستم دارند. گیاهان و جانوران بومی در طول هزاران سال با شرایط محیطی، آب و هوا، خاک و دیگر گونه‌ها سازگار شده‌اند و به ایجاد تنوع زیستی پایدار کمک می‌کنند. این گونه‌ها معمولاً با کمترین دخالت انسان، منابع را بهینه مصرف کرده و چرخه‌های طبیعی را حفظ می‌کنند. از این رو، حفاظت از گونه‌های بومی برای حفظ سلامت اکوسیستم و جلوگیری از انقراض اهمیت ویژه‌ای دارد.

    در فرهنگ و جامعه، بومی بودن اغلب به مردم، زبان‌ها، سنت‌ها و آداب و رسوم یک منطقه اشاره دارد. جوامع بومی حامل دانش‌های سنتی، مهارت‌های خاص و سبک زندگی منحصر به فردی هستند که با محیط زیست و منابع طبیعی منطقه همخوانی دارد. این دانش‌ها می‌توانند شامل روش‌های کشاورزی، طب سنتی، صنایع دستی یا ساختارهای اجتماعی باشند و نسل‌ها منتقل شده‌اند. شناخت و احترام به فرهنگ بومی باعث حفظ هویت فرهنگی و تنوع انسانی می‌شود.

    از منظر اقتصادی و توسعه‌ای، عناصر بومی می‌توانند منبع ارزشمند برای بهره‌برداری پایدار باشند. استفاده از منابع، مهارت‌ها و محصولات بومی با رعایت اصول حفاظت و توسعه‌ی پایدار می‌تواند به رشد اقتصادی منطقه کمک کرده و وابستگی به منابع خارجی را کاهش دهد. به عنوان مثال، کشاورزی بومی یا صنایع دستی محلی نه تنها اقتصاد محلی را تقویت می‌کند بلکه با حفظ دانش سنتی و محیط زیست، توسعه‌ای هماهنگ و پایدار ایجاد می‌نماید.

    مفهوم «بومی» فراتر از یک ویژگی جغرافیایی یا زیستی است و نمادی از اصالت، هماهنگی و سازگاری با محیط محسوب می‌شود. چه در طبیعت، چه در فرهنگ و جامعه، بومی بودن بیانگر پیوندی عمیق میان موجودات و محیط است و یادآور این است که انسان و طبیعت تنها با حفظ این ارتباط می‌توانند به تداوم، تعادل و پایداری دست یابند.

    ارجاع به لغت بومی

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «بومی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بومی

    لغات نزدیک بومی

    • - بومهن نگار
    • - بومهنی
    • - بومی
    • - بومی اروپا
    • - بومی اسرائیل
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.