آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

بینندگان به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم جمع
فونتیک فارسی / binandegaan /

audience, crowd, viewers, watchers, beholders, spectators, onlookers

audience

crowd

viewers

watchers

beholders

spectators

onlookers

تماشاگران

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

تصادف خودرو در حالت آهسته ضبط شد و به بینندگان امکان داد تا تمام جزئیات برخورد را ببینند.

The car crash was captured in slow motion, allowing the viewers to see every detail of the impact.

غروب زیبا حس حیرت را در بینندگان ایجاد کرد.

The beautiful sunset struck a sense of awe in the onlookers.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت بینندگان

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «بینندگان» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بینندگان

لغات نزدیک بینندگان

پیشنهاد بهبود معانی