آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۴

      تصدی به انگلیسی

      معنی

      فونتیک فارسی / tasaddi /

      being in charge, tenure of dffice, incumbency

      being in charge

      tenure of dffice

      incumbency

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تصدی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      عهده‌دار ماموریت مباشرت
      مترادف:
      عهده‌دار شدن

      سوال‌های رایج تصدی

      تصدی به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «تصدی» در زبان انگلیسی به Assumption of Office یا Holding a Position ترجمه می‌شود.

      تصدی به فرایند یا حالتی گفته می‌شود که فرد مسئولیت، مقام یا موقعیت مشخصی را بر عهده می‌گیرد و متعهد می‌شود وظایف و مسئولیت‌های مرتبط با آن را اجرا کند. این واژه معمولاً در زمینه‌ی مشاغل رسمی، مدیریتی یا حرفه‌ای به کار می‌رود و نشان‌دهنده‌ی شروع مسئولیت رسمی فرد در یک جایگاه مشخص است. تصدی، علاوه بر بیان رسمی و قانونی، نشان‌دهنده‌ی اعتماد سازمان یا جامعه به فرد و توانایی او در انجام وظایف محوله است.

      فرآیند تصدی معمولاً شامل پذیرش مسئولیت‌ها، آشنایی با وظایف و اختیارات، و شروع فعالیت در جایگاه جدید است. فردی که به تصدی یک مقام یا شغل منصوب می‌شود، موظف است قوانین، مقررات و استانداردهای مربوط به آن موقعیت را رعایت کند و با بهره‌گیری از توانایی‌ها و دانش خود، به بهبود عملکرد و اهداف سازمان کمک نماید. در بسیاری از حرفه‌ها، تصدی یک مسئولیت با مراحل رسمی مانند تحلیف، امضا یا اعلام عمومی همراه است تا رسمیت و اعتبار آن تثبیت شود.

      تصدی، علاوه بر جنبه‌ی رسمی، جنبه‌ی شخصی و حرفه‌ای نیز دارد. فرد در مرحله‌ی تصدی، باید مهارت‌های مدیریتی، توانایی تصمیم‌گیری، تعهد اخلاقی و مسئولیت‌پذیری خود را نشان دهد. موفقیت در تصدی به توانایی شخص در تطبیق با شرایط، مدیریت منابع و برقراری تعامل مؤثر با افراد و تیم‌ها بستگی دارد. بنابراین، تصدی نه تنها آغاز یک مسئولیت، بلکه فرصتی برای رشد حرفه‌ای و اثبات شایستگی فرد نیز محسوب می‌شود.

      در بسیاری از سازمان‌ها و محیط‌های کاری، تصدی یک مقام یا موقعیت، با ارزیابی مستمر و بازخورد همراه است. این ارزیابی‌ها به فرد کمک می‌کند نقاط قوت خود را تقویت کرده و نواقص احتمالی را شناسایی و برطرف نماید. بدین ترتیب، تصدی نه تنها فرصتی برای خدمت و ایفای مسئولیت است، بلکه فرآیندی پویا برای توسعه مهارت‌ها و افزایش اثرگذاری فرد در جایگاه خود محسوب می‌شود.

      تصدی به معنای پذیرش مسئولیت، اجرای وظایف و ایفای نقش در یک موقعیت مشخص است و اهمیت آن در توانایی فرد برای مدیریت، تصمیم‌گیری و ایجاد تأثیر مثبت بر سازمان یا محیط کاری آشکار می‌شود. تصدی موفق نیازمند تعهد، شایستگی و درک عمیق از مسئولیت‌های محوله است و می‌تواند مسیر پیشرفت و رشد فردی و حرفه‌ای را هموار نماید.

      ارجاع به لغت تصدی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تصدی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تصدی

      لغات نزدیک تصدی

      • - تصحیف خوانی
      • - تصدق
      • - تصدی
      • - تصدی داشتن
      • - تصدیع
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.