آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

حاضرجواب به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / haazerjavaab /

quick at repartee, abrupt, quick to answer, quick-witted, ready-witted, saucy, prompt, glib

quick at repartee

abrupt

quick to answer

quick-witted

ready-witted

saucy

prompt

glib

فردی با پاسخ سریع و کنایه‌آمیز

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

توانایی حاضرجواب او، همه را در طول بحث تحت‌تأثیر قرار داد.

Her quick at repartee ability impressed everyone during the discussion.

دانش‌آموز حاضرجواب معلم را با پاسخ‌های هوشمندانه‌اش تحت‌تأثیر قرار داد.

The quick-witted student impressed the teacher with her clever answers.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت حاضرجواب

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «حاضرجواب» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/حاضرجواب

لغات نزدیک حاضرجواب

پیشنهاد بهبود معانی