snore
snore
خرناس بلند او تمام شب مرا بیدار نگه داشت.
His loud snore kept me awake all night.
خرناس او آنقدر شدید بود که تخت را تکان میداد.
Her snore was so heavy that it shook the bed.
squeal, grunt, snort, growl, oink, honk
squeal
grunt
snort
growl
oink
honk
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
خرناس سکوت شب را در کلبه بر هم زد.
The snort interrupted the quiet night in the cabin.
خوکچه در اصطبل یک خرناس بلند کشید.
The piglet let out a loud squeal in the barn.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خرناس» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خرناس