to demand, to urge, to want, to ask for, to request, to seek, to invite, to will, to wish, to become desirous of
to demand
to urge
to want
to ask for
to request
to seek
to invite
to will
to wish
to become desirous of
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
مردم استعفای او را خواستار شدند.
The people demanded his resignation.
او خواستار همکاری بیشتری شد.
He urged greater cooperation.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خواستار شدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خواستار شدن