آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴

      خواندن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / khaandan /

      to read, to study, to pore (over), to peruse

      to read

      to study

      to pore

      to peruse

      مطالعه کردن

      پس‌از خواندن نامه‌اش به این نتیجه رسیدم که با ازدواج آن‌ها مخالف است.

      After reading her letter, I concluded that she is against their marriage.

      قادر به خواندن

      able to read

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / khaandan /

      to sing, to warble, to croon

      to sing

      to warble

      to croon

      آواز خواندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      با حرارت و اشتیاق آواز خواندن

      to sing with expression

      پرنده از بالای درخت، آوازش را خواند.

      The bird warbled its song from the treetop.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / khaandan /

      to name, to call, to term

      to name

      to call

      to term

      نامیدن

      او تصمیم گرفت توله‌سگ جدیدش را مکس بخواند.

      She decided to name her new puppy Max.

      لطفاً اگر به کمک نیاز دارید، مرا بخوانید.

      Please call me if you need any help.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / khaandan /

      to be suitable, to match, to conform, to be in agreement (with), to go with, to suit

      to be suitable

      to match

      to conform

      to be in agreement

      to go with

      to suit

      مطابق بودن

      این شغل برای کسی که دارای سابقه‌ی قوی در بازاریابی است، خوانده شده است.

      This job is suitable for someone with a strong background in marketing.

      پیراهنش با کفش‌هایش نمی‌خواند.

      Her dress does not match her shoes.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / khaandan /

      ادبی to invite, to beckon, to summon

      to invite

      to beckon

      to summon

      فراخواندن

      لبخند او به معنای خواندنش به گفت‌وگو بود.

      Her smile was meant to invite him into the conversation.

      او تصمیم گرفت دوستانش را برای جمعی دوستانه بخواند.

      She decided to summon her friends for an impromptu gathering.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / khaandan /

      to understand, to realize, to recognize, to get to know

      to understand

      to realize

      to recognize

      to get to know

      فهمیدن

      او نتوانست دلیل ناراحتیش را بخواند.

      He couldn't understand why she was upset.

      من به‌سرعت استعداد او را در نقاشی خواندم.

      I quickly recognized her talent for painting.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد خواندن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تلاوت قرائت
      متضاد:
      نوشتن کتابت
      مترادف:
      تلاوت کردن قرائت کردن مطالعه کردن

      سوال‌های رایج خواندن

      خواندن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «خواندن» در زبان انگلیسی به Reading ترجمه می‌شود.

      خواندن به فرآیند دریافت، تفسیر و درک اطلاعات نوشته شده یا چاپ شده گفته می‌شود که از ابتدایی‌ترین و مهم‌ترین مهارت‌های ارتباطی انسان‌ها به شمار می‌رود. این عمل نه تنها شامل شناخت حروف و کلمات می‌شود، بلکه فرایند پیچیده‌ای است که ذهن را درگیر تحلیل معانی، فهم مفاهیم و دریافت پیام‌های پنهان در متن می‌کند. خواندن می‌تواند برای اهداف مختلفی مانند آموزش، کسب اطلاعات، سرگرمی یا تأمل به کار رود و نقش بسیار حیاتی در رشد فردی و فرهنگی دارد.

      در دوران تحصیل، یادگیری خواندن از اولین مهارت‌هایی است که به کودکان آموزش داده می‌شود و به عنوان پایه‌ای برای یادگیری سایر دانش‌ها و مهارت‌ها محسوب می‌گردد. توانایی خواندن درست و مؤثر، دریچه‌ای به دنیای گسترده‌ای از دانش و اطلاعات باز می‌کند و فرد را قادر می‌سازد تا با جهان پیرامون خود ارتباط برقرار کند. همچنین، خواندن عمیق و دقیق می‌تواند موجب افزایش تمرکز، توسعه مهارت‌های تفکر انتقادی و گسترش دایره لغات شود.

      خواندن در انواع مختلفی انجام می‌شود که از جمله می‌توان به خواندن سریع، خواندن تحلیلی، خواندن تفسیری و خواندن سرگرم‌کننده اشاره کرد. هر یک از این روش‌ها هدف و کاربرد خاص خود را دارند و به فرد کمک می‌کنند تا با توجه به نیاز و شرایط، بهترین بهره را از متن ببرد. برای مثال، خواندن تحلیلی مستلزم دقت و بررسی عمیق است، در حالی که خواندن سرگرم‌کننده بیشتر برای لذت بردن و آرامش ذهن به کار می‌رود.

      خواندن نه تنها محدود به متون نوشتاری نیست بلکه شامل تفسیر و درک پیام‌های بصری مانند نمودارها، تصاویر و حتی زبان بدن نیز می‌شود. در دنیای دیجیتال امروز، خواندن از صفحه نمایش‌های مختلف، مانند موبایل، تبلت و کامپیوتر به یکی از مهم‌ترین روش‌های دریافت اطلاعات تبدیل شده است و مهارت‌های مرتبط با خواندن دیجیتال نیز اهمیت ویژه‌ای یافته‌اند.

      خواندن به عنوان یک فعالیت ذهنی و فرهنگی نقش مهمی در توسعه فردی، رشد فکری و ارتقاء سطح دانش جامعه ایفا می‌کند. این مهارت، کلید دسترسی به منابع علمی، فرهنگی و هنری است و به انسان امکان می‌دهد تا دنیای خود را بهتر بشناسد، با دیگران ارتباط برقرار کند و اندیشه‌های تازه و نوآورانه را کشف نماید.

      ارجاع به لغت خواندن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «خواندن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خواندن

      لغات نزدیک خواندن

      • - خوانایی
      • - خوانچه
      • - خواندن
      • - خواندن آواز به نوبت
      • - خواندن اعداد
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.