lucky, fortunate, in luck
lucky
fortunate
in luck
او خوشاقبال است که چنین موی پرپشتی دارد.
He's lucky to have such thick hair.
او خوشاقبال بود که در دانشگاه معتبری تحصیل کند (آموزش ببیند).
She was fortunate to receive an education at a prestigious university.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خوشاقبال» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خوشاقبال