آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۳

      خونسرد به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / khoonsard /

      زیست‌شناسی coldblooded, exothermic, poikilothermal, poikilothermous

      coldblooded

      exothermic

      poikilothermal

      poikilothermous

      جانوری که دمای بدنش از دمای محیط تبعیت می‌کند

      اکثر ماهیان و خزندگان خونسرد هستند.

      Most fish and reptiles are coldblooded.

      مار خزنده‌ای خونسرد است که برای تنظیم کردن دمای بدن خود به منابع خارجی اتکا می‌کند.

      The snake is a coldblooded reptile that relies on external sources to regulate its body temperature.

      صفت
      فونتیک فارسی / khoonsard /

      calm, equanimous, coolheaded, cool, imperturbable, nerveless, quiet, nonchalant, indifferent, serene, unflappable, impassive, apathetic, stolid, unruffled, phlegmatic, unemotional, laid-back

      calm

      equanimous

      coolheaded

      cool

      imperturbable

      nerveless

      quiet

      nonchalant

      indifferent

      serene

      unflappable

      impassive

      apathetic

      stolid

      unruffled

      phlegmatic

      unemotional

      laid-back

      بردبار، مسلط، آرام

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      خونسرد در مواقع بحرانی

      cool in emergencies

      پرستار خونسرد علیرغم آشوب اطرافش آرام و کارا باقی ماند.

      Despite the chaos around her, the coolheaded nurse remained composed and efficient.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد خونسرد

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بی‌اعتنا بی‌تفاوت
      متضاد:
      خون‌گرم

      ارجاع به لغت خونسرد

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «خونسرد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خونسرد

      لغات نزدیک خونسرد

      • - خونریزی کردن
      • - خونریزی مغزی
      • - خونسرد
      • - خونسرد بودن
      • - خونسرد در مقابل مصایب
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.