آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳

      راندن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / raandan /

      to drive, to sail, to propel, to ride, to lead, to harry, to fly, to pilot, to run, to pull, to repel, to steer, to handle, to race, to urge, to herd, to wave, to row, to navigate, to drift, to flap, to scull

      to drive

      to sail

      to propel

      to ride

      to lead

      to harry

      to fly

      to pilot

      to run

      to pull

      to repel

      to steer

      to handle

      to race

      to urge

      to herd

      to wave

      to row

      to navigate

      to drift

      to flap

      to scull

      رانندگی کردن، به حرکت درآوردن
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      در جهت مخالف ترافیک راندن

      to drive against the traffic

      راندن قایق خلاف جهت رودخانه دشوار است.

      It is hard to row a boat up a river.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      یک‌چرخه وسیله‌ی نقلیه‌ای است که راندن آن به تعادل بالایی نیاز دارد.

      The unicycle is a vehicle that requires great balance to ride.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / raandan /

      to drive away, to expel, to send, to shoo (away), to alienate, to ostracize

      to drive away

      to expel

      to send

      to shoo

      to alienate

      to ostracize

      دور کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      سیاست‌مداری‌های زننده ممکن است مشتریان وفادار را از خود براند.

      The harsh policies might drive away loyal customers.

      به نظر می‌رسید که تکبر او دوستان احتمالی را از خود می‌راند.

      His arrogance seemed to shoo away potential friends.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد راندن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      رانندگی کردن
      مترادف:
      بیرون کردن دور کردن رانش
      مترادف:
      تاراندن طرد کردن
      مترادف:
      تبعید کردن نفی بلد کردن

      ارجاع به لغت راندن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «راندن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/راندن

      لغات نزدیک راندن

      • - راندپذیر
      • - راندمان
      • - راندن
      • - راندن از جایی با فشار
      • - راندن از خود
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.