fall, drop, crash, falling, precipitation, plummeting, plunk, nosedive, plunge, tumbling, plump
fall
drop
crash
falling
precipitation
plummeting
plunk
nosedive
plunge
tumbling
plump
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او سقوط شهر را پیشگویی کرد.
She divined the fall of the city.
هفتهی پیش شاهد سقوط شدید بهای سهام بود.
Last week saw a sharp drop in stock prices.
زوال و سقوط امپراطوری روم
the decline and fall of the Roman Empire
شاخهی درخت شدت سقوط او را کم کرد.
The tree branch broke her fall.
شکل درست و کافی «سقوط» است. واژه «سقوط» خود بهتنهایی به معنی افتادن به پایین، افت یا فروریزی است و دربردارندهٔ مفهوم «به پایین» است.
عبارت «سقوط به پایین» تکرار معنایی (تواتر معنایی) دارد و از نظر زبانی ناکارآمد و نادرست محسوب میشود، زیرا «سقوط» ذاتاً مفهوم «پایین آمدن» را در خود دارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سقوط» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سقوط