آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴

    شرق به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / shargh /

    east, Levant, orient

    east

    Levant

    orient

    یکی از چهار جهت اصلی

    او در شرق ما زندگی می‌کند.

    He lives to the east of us.

    چه شرق و چه غرب، وطن از همه‌جا بهتر است!

    East or west, home is best!

    اسم
    فونتیک فارسی / shargh /

    مجازی the East

    the East

    سرزمین‌های واقع در شرق

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    او در شرق (ایالات متحده) زاده شد؛ ولی در غرب (ایالات متحده) زندگی می‌کند.

    He was born in the East but lives in the West.

    بسیاری از فلسفه‌های باستانی در شرق شکل گرفته‌اند.

    Many ancient philosophies originated in the East.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد شرق

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    خاور خاورزمین شروق مشرق نیمروز
    متضاد:
    باختر غرب

    سوال‌های رایج شرق

    شرق به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «شرق» در زبان انگلیسی به East ترجمه می‌شود.

    شرق، یکی از چهار جهت اصلی جغرافیایی است و به‌طور سنتی ناحیه‌ای از جهان را نشان می‌دهد که خورشید از آن طلوع می‌کند. در بیشتر فرهنگ‌ها، شرق با مفهوم آغاز، روشنایی و تولد پیوند خورده است. طلوع خورشید از شرق، همواره نمادی از شروع یک روز تازه بوده و در بسیاری از سنت‌ها و باورهای دینی، مفهوم روشنی، بیداری و زندگی نو را به خود گرفته است. این جایگاه نمادین باعث شده که شرق نه تنها یک جهت جغرافیایی، بلکه مفهومی فرهنگی، معنوی و نمادین نیز باشد.

    از نظر جغرافیایی، هنگامی که صحبت از شرق جهان می‌شود، معمولاً به مناطق آسیای شرقی، خاورمیانه، و آسیای جنوب شرقی اشاره می‌کنیم؛ مناطقی با تمدن‌های کهن، ادیان بزرگ، و فرهنگ‌های پیچیده و متنوع. کشورهایی مانند چین، ژاپن، هند، ایران، و بسیاری از کشورهای عربی، بخشی از این فضای جغرافیایی و فرهنگی هستند. شرق همواره مهد فلسفه‌های باستانی، طب سنتی، هنرهای دستی، معماری‌های باشکوه و ادیان بزرگ نظیر بودیسم، اسلام، هندوئیسم و زرتشتی بوده است.

    در گفتارهای فرهنگی و سیاسی، واژه‌ی «شرق» گاهی در برابر «غرب» قرار می‌گیرد؛ دوگانگی‌ای که بیشتر از آنکه جغرافیایی باشد، فرهنگی و ذهنی است. غرب معمولاً با مفاهیمی مانند علم مدرن، فردگرایی و عقل‌گرایی تعریف می‌شود، در حالی‌که شرق اغلب به عنوان نماد سنت، عرفان، معنویت و جمع‌گرایی شناخته می‌شود. البته این تقسیم‌بندی‌ها، مطلق نیستند و در دهه‌های اخیر، بسیاری از متفکران این نگاه دوقطبی را به چالش کشیده‌اند، زیرا شرق و غرب هر دو در حال تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متقابل‌اند.

    در ادبیات، هنر و شعر فارسی نیز «شرق» جایگاه ویژه‌ای دارد. شاعران، شرق را نه فقط به‌عنوان یک جهت، بلکه به‌عنوان خاستگاه خورشید، روشنی و حتی عشق معرفی کرده‌اند. ترکیب‌هایی مانند «نور شرق»، «سیمای شرقی» یا «طالع از شرق برآمده» بار معنایی خاصی دارند و احساسات لطیف و عمیق انسانی را منتقل می‌کنند.

    ارجاع به لغت شرق

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «شرق» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شرق

    لغات نزدیک شرق

    • - شرفیاب شدن
    • - شرفیابی
    • - شرق
    • - شرق اقصی
    • - شرق خاور
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.