آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

غرب به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / gharb /

west

west

یکی از چهار جهت اصلی

جبهه‌ی هوای سرد ازجانب غرب

a cold front from the west

چه شرق و چه غرب، وطن از همه‌جا بهتر است!

East or west, home is best!

اسم
فونتیک فارسی / gharb /

جغرافیا (the) Occident, the West, western regions, western lands

Occident

the West

western regions

western lands

سرزمین‌های واقع در غرب

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

اتکای غرب به نفت خاورمیانه

the dependence of the West on Middle Eastern oil

سرمطران غرب (پاپ اعظم)

the Patriarch of the West

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد غرب

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
متضاد:
مترادف:
باخترزمین
مترادف:
ناپدیدشدن

ارجاع به لغت غرب

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «غرب» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/غرب

لغات نزدیک غرب

پیشنهاد بهبود معانی