to bleed
to bleed
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کشاورزان به درختان ضربه میزنند تا صمغ بگیرند و آن را برداشت کنند.
Farmers tap the trees to make them bleed resin for harvesting.
خراش روی پوست درخت باعث شد تا درخت صمغ بگیرد.
The wound on the bark caused the tree to bleed sticky sap.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «صمغ گرفتن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/صمغ گرفتن