trumpet
trumpet
صدای صور در سالن طنینانداز شد.
The sound of the trumpet echoed through the hall.
آنها از صور برای اعلام شروع مراسم استفاده کردند.
They used a trumpet to signal the start of the ceremony.
faces, features, phases, forms
faces
features
phases
forms
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
عکاس صور کودکان بازیکننده در پارک را ثبت کرد.
The photographer captured the faces of the children playing in the park.
ویژگیهای صور را بررسی کردیم تا معنای آنها را بفهمیم.
We studied the features of the images to understand their meaning.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «صور» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/صور