دین monastery, convent, abbey, nunnery, priory, cloister
monastery
convent
abbey
nunnery
priory
cloister
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
راهب بیصدا در صومعه دعا کرد.
The monk prayed silently in the monastery.
او را در کلیسای صومعه دفن کردند.
She was buried in the abbey.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «صومعه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/صومعه