leaving, departure, going, outgoing, setting out, exit, farewell, parting, pullout
leaving
departure
going
outgoing
setting out
exit
farewell
parting
pullout
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ورود ما با عزیمت او همزمان بود.
Our arrival coincided with her departure.
عزیمت آنها عقب افتاد.
Their going was delayed.
شکل درست و معیار «عزیمت» است.
«عزیمت» واژهای عربیتبار است که در فارسی به معنای رهسپار شدن، روانه شدن یا حرکت بهسوی مقصد بهکار میرود. این واژه در متون رسمی، ادبی و گفتار روزمره با همین املاء رایج است.
شکل «عذیمت» نادرست است و در فارسی معیار پذیرفته نیست.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «عزیمت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/عزیمت