herbalist, perfumer, druggist, grocer (dealing in tea, sugar, spices, etc.), apothecary
herbalist
perfumer
druggist
grocer
apothecary
این عطار نوشیدن چای سپرک را برای کمک به آرامش اعصاب من توصیه کرد.
The herbalist recommended drinking skullcap tea to help calm my nerves.
دکان عطار پر از بوی ادویهها و گلهای عجیبوغریب بود.
The perfumer's shop was filled with the aroma of exotic spices and flowers.
ادبیات Attar
Attar
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
عطار آن داستان را به شعر برگرداند.
Attar turned that story into a poem.
عطار و معاصران او
Attar and his coevals
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «عطار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/عطار